أحمد بن محمد مسكويه الرازي ( مترجم : ابو القاسم امامى و على نقى منزوى )

178

تجارب الأمم ( فارسى )

رسيد . در دهانها پخش شد ، كه مونس [ 1 ] از شكنجه‌اى كه ابن فرات و پسرش محسن به دبيران و كارگزاران داده‌اند ، و از مرگ آنچنانى حامد بن عباس سخت بر آشفته است . بيشتر سواران باز نشستهء [ 2 ] پايتخت درخواست پيوستن به سپاه مونس مظفر دارند تا ماهيانهء ايشان مرتب داده شود . اين پيشآمد بر ابن فرات گران آمده ، يك هفته پس از آمدن مونس مظفر به پيشگاه مقتدر رفته ، در تنهائى به او گفت : پيوستن سرداران به مونس هر گاه ادامه يابد به « امير الامرائى » [ 3 ] خواهد رسيد و بر كارهاى كشور چيره خواهد شد . بويژه كه سرداران * و غلامان از او پيروى دارند . او روند كارها را چنان بزرگ نشان داد كه مقتدر فريب خورد و چون مونس مظفر سواره به خانهء او رفت پيش روى ابن فرات به مونس گفت : هيچ چيز براى من بهتر از بودن تو در بغداد نيست ، زيرا تا در پايتخت هستى هم با تو مأنوسم و هم از رايزنى تو سود مىجويم ، ولى حقوق سواران باز نشسته [ 4 ] سنگين است و تو نمىتوانى نيمى از آن را نيز مرتب بپردازى ، ايشان براى آمدن به شام و مصر نيز آمادگى ندارند و كمبود درآمدشان را بهانه مىآورند ، تو مىدانى كه اكنون رى ، ابهر و زنجان در دست اخو صعلوك [ 5 ] و ارمنستان و آذربايجان به دست يوسف بن ابو ساج است ، اگر تو در بغداد بمانى مردانى ديگر نيز درخواست پيوستن به سپاه تو مىدارند ، اگر نپذيرم مىشورند و شهر را به آشوب مىكشند و اگر بپذيرم از خراج ربيعه و مضر و شام چيزى باقى نمىماند ، ماليات سواد و اهواز و فارس نيز براى هزينهء پايتخت و هزينهء سپاه تو بسنده نيست . بهتر آن است كه تو به « رقه » به روى تا به كارگزاريهاى خودت نزديكتر باشى و كارگزارانت را براى گرد آورى خراج بهتر برگزينى ، و براى بيرون آوردن بدهىهاى سنگين مادرائيان كه دستنوشتهايشان را به آن داده‌اند ، آمادگى بيشتر داشته باشى ، به كارگزاران معونت و خراج مصر و شام

--> [ ( 1 - ) ] وزراء : 46 - 45 . [ ( 2 - ) ] M . متن : اكثر الفرسان التفاريق . . . [ ( 3 - ) ] M : اگر اين نخستين بار كاربرد واژهء « امير الامرا » باشد چگونه ابن فرات ، مقتدر را به آن تهديد كرده است ؟ [ ( 4 - ) ] M . متن : لكن ارزاق الفرسان برسم التفاريق . . . اين اصطلاح در خ 5 : 268 نيز به كار رفته است . [ ( 5 - ) ] M : معرب سالوك . ن . ك . خ 6 : 100 .